در قرنطینه ی عشق تو بدام افتادم
زال دوران منم و در پی سام افتادم
دل زخمی و سری خسته از افکار نهان
بی تو در معرکه ی مردم شام افتادم
رسم دنیا شده بیماریِ بد عهدی و غم
در چنین درد بزرگی پی نام افتادم
هر کجا رد شده ام قلب مرا رنجاندن
مثل قلیان ترک خورده ز کام افتادم
به جهانی که در آن پر شده از رنج و عذاب
خواب دیدم نکند میوه ی خام افتادم
بی پرو بالم و تنها و کمی دل نگران
چون کبوتر که دمی از سر بام افتادم
فاطمه مقامی
ما را در سایت دیوانه بازی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 114 تاريخ: چهارشنبه 17 ارديبهشت 1399 ساعت: 6:20
حواسم هست ای دنیا
که بازی میکنی با ما
نمیره هرگز از یادم
چقدر تلخند این روزا
هوای خونه می ترسه
بگیره تب از آدمها
نمیدونم چی میخوای تو ؟
از این امروز بی فردا
زمینِ گرد می چرخه
وانستا لحظه ی بیجا
بیا بازی نکن دنیا
شده بازیچه جون ما ؟؟؟
شنیدم میگن آخر سر
کارات باید بشن امضا
ولی من میگم اینو باز
خدا هستش خدای ما
#فاطمه_مقامی
ما را در سایت دیوانه بازی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 100 تاريخ: چهارشنبه 17 ارديبهشت 1399 ساعت: 6:20